السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1134
تعليقات نقض ( فارسى )
تعليقهء 165 ( ص 432 ؛ س 13 ) حديث : « ما أبطأ عنّي الوحي » اينكه مصنف ( ره ) گفته : « و همچنين راويان خواجه بدروغ نقل كردهاند از مصطفى و در كتب مسطور كرده كه سيّد عليه السلام گفت : ما ابطأ عنّي الوحي الّا ظننت أنّه نزل على عمر ( تا آخر گفتار او ) » . نظير كلام مصنف ( ره ) است آنچه سيد مرتضى رازى ( ره ) در تبصرة العوام در باب بيست و سوم تحت عنوان « در حديثى چند كه اهل سنّت بر اماميان تشنيع زنند كه ايشان ردّ اين احاديث مىكنند . بدانكه اين احاديث نزد اهل امامت درست نشده است و ما چندى از آن احاديث ياد مىكنيم » گفته ( ص 236 چاپ استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى ) : « حديث نهم : گويند رسول گفت : هرگز وحى تأخير نكرد از آمدن به من الّا پنداشتم كه آن را به عمر فرستادند . بدان كه اگر جملهء اعداى دين خواهند كه در دين تخليط و فساد كنند چنان كه بنى اميّه كردند هرگز ايشان را ميسّر نشدى ، اگر اين حديث درست باشد لازم آيد كه رسول ردّ قرآن كرده باشد زيرا كه خدا مىفرمايد كه : و اذا اخذ اللّه ميثاق النبيّين . چگونه روا باشد كه كسى را كه ميثاق رسالت از او گرفته باشد معزول كند و آن را كه ميثاق ازو نگرفته باشد رسالت فرستد و اگر روا باشد كه كسى را كه بيشتر عمر سجدهء بت كرده باشد به رسالت فرستد روا بود كه انبياء متقدّم هر يك سجدهء بت كرده باشند آنگاه ايشان را به رسالت فرستد ، سيّم آنكه لازم آيد كه رسول به رسالت خود در شك بوده باشد هم در اين آيه كه : ليظهره على الدين كلّه زيرا كه هيچ شب برو نگذشت كه وحى نيامد الّا كه او را در خاطر چنان بود كه فردا وحى به عمر آيد پس دمبدم منتظر عزل خود باشد و اين نشانهء جاهل است و جاهل رسالت را نشايد و خدا